دانا
خبرنگار افتخاری
طنین یاس
صبح زاگرس
دوره آموزش مجازی شهید آوینی
17. مرداد 1396 - 11:55
گاهی باید همانند یک دکتر که محرم اسرار بیمارش است یک خبرنگار نیز محرم اسرار و سنگ صبور باشد درد و دل های دختر جوان 26 ساله از زندگی اش برایم آنقدر دردناک است که گاهی طاقت شنیدن ندارم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زنان کهگیلویه وبویراحمد ایل بانو،زهرا داوودی-به من گفتند دلنوشته به مناسبت روز خبرنگار بنویسم من دلم انقدر پر از درد است  که می توانم طومار بنویسم  بیش از چهار سال است که در حرفه خبرنگاری مشغول کار هستم و نزدیک به یک سالی است که در بخش محرومیت زدایی کار می کنم به خانه خانواده های نیازمند رفتم در کنار بستر بیماران نیازمند حاضر شدم درد و دل هایشان را شنیدم آه و ناله هایشان و دردهایی که می کشیدند را دیدم  گاهی با خنده شان خندیدم و گاهی با فقر و محرومیتشان گریه کردم گاهی اشک در چشمانم حلقه زد اما به روی خودم نیاوردم.

خبرنگار بودن و شنیدن حرف و درد و دل مردم به ویژه مردم فقیر و رانده از همه چیز و همه کس سخت است گاهی باید آنقدر دلت سنگ باشد و خود را به ندیدن بزنی که روحیه ات خراب نشود.
روز گذشته گزارشی از یک خانواده چهار نفری منتشر کردم که دلی پر از درد داشتند مادرشان پاره تنشان سرطان داشت و پدر نیز فوت کرده بود از همه رانده و مونده که چه کنند مادر را نجات دهند به خانه شان که رفتم و مادر را بر روی تخت دیدم دلم گرفت یاد خواهر خودم افتادم که در اثر همین بیماری فوت کرد گریه کردم به حال بچه هایش امروز شنیدم فوت کرده است آنقدر دلم گرفت که دیگر نتوانستم کار کنم سرم را بر روی میز گذاشتم و گریه کردم  این مادر راحت شد اما پسر 10 ساله اش هم پدر را از دست داد هم مادر را.
گاهی بخاطر کوتاهی های خودم در انتشار یک گزارش خودم را سرزنش کردم چند ماه قبل یک خانواده فقیر را بهم معرفی کردند که برای گزارش به خانه شان بروم گفته بودند وضع مالی خیلی بدی دارند آنقدر دیر دست به کار شدم تا مادر خانواده خودکشی کرد شاید اگر  آن گزارش منتشر می شد این زن جوان خودکشی نمی کرد.
گاهی باید همانند یک دکتر که محرم اسرار بیمارش است یک خبرنگار نیز محرم اسرار و سنگ صبور باشد درد و دل های دختر جوان 26 ساله از زندگی اش برایم آنقدر دردناک است که گاهی طاقت شنیدن ندارم.
درد و دل های زنی که شوهرش فوت کرده و باید پنج بچه را تنها با یارانه بزرگ کند گاهی همه چیز را نمی توان در خبر منتشر کرد و تنها باید گوش کنی و دلداری دهی باید بگویی خدا بزرگ است و هر چه خدا بخواهد همان می شود البته به راستی که خدا خیلی بزرگ است.
ما انسان ها باید هر فرصتی برای کمک به دیگران را غنیمت بشمارید شاید همیشه این فرصت ها پیش نیاید گزارشی منتشر کردم و یک ماه بعدش فردی از تهران زنگ زد و گفت شماره و ادرس سایت شما در دفترچه یادداشت دایی ام پیدا کردم او مرگ مغزی شد و فوت کرد می خواستم ببینم موضوع چیست.در کنار شماره و ادرس سایت نوشته بود کمک به دو دختر نابینا این فرد قصد داشته به گزارش منتشر شده ما تحت عنوان دو دختر نابینا در یاسوج کمک کند اما عجل مهلت نداد و فوت کرد پس فرصت را غنیمت بشماریم با کمکی هر چند ناچیز دلی را شاد کنیم.

گاهی توانسته ام با کمک مردم و خیرین دلی را شاد کنم و لبخند را بر لب یک یتیم و یا یک بیمار ببینم  فقط می گویم خبرنگاری شیرین است اگر بتوانی گرهی از مشکل یک نفر باز کنی شیرینی آن دو چندان می شود
اما همین جا از همه مردم استان و کشورم ایران اسلامی  تشکر می کنم که به من و گزارش هایم اعتماد می کنند برای کمک به دیگران گام برمی دارند ان شالله که خداوند این گام ها را استوار تر کند.

زهرا داوودی خبرنگار و مدیرمسئول سایت تخصصی زنان ایل بانو

دیدگاه شما

نظرسنجی

ایا از عملکرد مدیرکل امور بانوان کهگیلویه و بویراحمد راضی هستید؟

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب