صبح زاگرس
دانا
28. بهمن 1396 - 18:34
بانوان کهگیلویه و بویراحمد سکوت کرده اند تا شاید مسئولان برنامه ای ویژه برایشان رقم بزنند اما گویا این برنامه ویژه تنها در برگزاری جلسات خلاصه شده است.

بانوان کهگیلویه و بویراحمدی همچون بانوان سایر استان ها می خواهند کار کنند و مستقل باشند می خواهند دیده شوند آنها می خواهند به عنوان یک فرد تاثیر گذار در جامعه دیده شوند نه اینکه وقتی اسم آسیب های اجتماعی به میان می آید انگشت اشاره همه به سمت بانوان گرفته شود.

بانوان شهر یاسوج به دلیل مشکلاتی که دارند از جمله بی سرپرستی و بد سرپرستی حاضر هستند در مغازه ها و نانوایی ها با حقوق های کم کار کنند آنها وقتی مسئولیت چند فرزند را بر عهده داشته باشند با کمترین حقوق نیز می سازند که بتوانند بچه هایشان را بزرگ کنند به امید روزی که این بچه ها عصای دستشان شود.

بانوان یاسوجی در مغازه لوازم آرایشی، نانوایی ها و گاهی نیز تاکسی بی سیم ها فعالیت می کنند که بتوانند مستقل باشند اما این جامعه نیازمند توجه ویژه مسئولان هستند توجهی که در جامعه قابل لمس باشد و همه بدانند که برای این قشر چه کارهایی انجام شده است.

13 نماینده زن در مجلس شورای اسلامی حضور دارند اما سوال اینجاست چرا این 13 زن که در حقیقت نماینده همه زنان کشور در مجلس هستند تا کنون نتوانسته اند صدای زنان ایران را به گوش مسئولان برسانند چرا تا کنون این 13 نماینده نتوانسته اند بخشی از مشکلات بانوان را حل کنند و اینکه چرا تا کنون برنامه ای که برای رفاه زنان خانه دار باشد در مجلس ارایه نشده است.

اگر پای درد و دل برخی از این زنان بی سرپرست بنشینیم آن زمان است که عمق فاجعه را درک می کنیم، فاجعه ای از جنس نداری و فاجعه ای از جنس نگاه های سنگین.

نشستن پای درد و دل این زنان درسی بزرگ به همه ما می دهد که زن بودن به مفهوم ضعیف بودن نیست بلکه زن بودن یعنی داشتن قدرت و شجاعت در کنار عواطف و احساسات.

یکی از زنان بی سرپرست شهر یاسوج حرف های زیادی برای گفتن داشت و گفت کاش زندگی ام نوشته شود تا دخترانی مثل من اینگونه فریب نخورند، دختری که در نبود پدر و در سن کم ازدواج می کند اما شوهر معتاد از آب در می آید، طلاق می گیرد اکنون خودش می ماند و پسری 8 ساله، او برای درمان دردهایش برای بار دوم تصمیم به ازدواج می گیرد اما این بار هم شانس نیاورده است و باز هم شوهر که گفته بود کارمند زندان است از زندانیان از آب در می آید.

اکنون این دختر 26 ساله مانده با دو پسر این تنها یکی از داستان های زندگی زنان بی سرپرست شهر یاسوج است، گاهی در خیابان ها زنانی را می بینیم که نایلون به دست میوه های خرابه اطراف میوه فروشان را جمع می کنند که برای بچه هایشان ببرند تا اینها نیز طعم خوردن میوه شیرین را بچشند.

این بار روی سخنم به سمت نهادهایی در استان کهگیلویه و بویراحمد است که در حوزه زنان فعالیت می کنند و می توانند به رفع مشکلات هم نوعان خودشان کمک کنند.

بانوان کهگیلویه و بویراحمد از همایش های بدون خروجی و برنامه ها و جلساتی که در طی این سال ها برگزار شده خروجی می خواهند آنها برنامه می خواهند .

می خواهند بدانند در شهر یاسوج تا کنون چه کار قابل لمسی برای بانوان انجام شده است آنها منتظر دیدن تحول در این بخش هستند.

زنان این استان به یک مجتمع نیاز دارند که بتوانند در آن کار کنند مجتمعی تجاری که مخصوص بانوان باشد و هیچ مردی در آن کار نکند، این بانوان می خواهند کار کنند، آنها سرپرستی یک خانواده را بر عهده دارند، نمی توانند کارگری کنند اما می توانند در فضاهای سالم کار کنند.

مسئولین باید بدانند برگزاری همایش هایی که گاهی هیچ خروجی ندارند، دردی را درمان نمی کند بلکه برای شنیدن و دریافتن درد زنان باید به میان آنها بروند و از نزدیک صحبت هایشان را بشنوند.

 

انتهای پیام/

 

دیدگاه شما

نظرسنجی

ایل بانو تنها سایت تخصصی زنان در استان را چگونه ازیابی می کنید؟

تازه ترین مطالب