خبرنگار افتخاری
طنین یاس
صبح زاگرس
دوره آموزش مجازی شهید آوینی
دانا
16. آبان 1396 - 10:27
قصه تلخ جوان 35 ساله یاسوجی که برای پیدا کردن شغل تا کنون حتی به دفتر ریاست جمهوری هم مراجعه کرده تا شاید منبع درآمدی برای دو خانواده باشد اما همچنان تلاش هایش بدون نتیجه مانده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زنان کهگیلویه وبویراحمد ایل بانو، امروز وضعیت اقتصادی کشور باعث ایجاد  مشکلات  زیادی در جامعه و در استان کوچک کهگیلویه و بویراحمد شده است به گونه ای که جوانان زیادی در این استان از بیکاری آواره کوچه ها و خیابان ها هستند و در آرزوی داشتن یک شغل صبح را شب می کنند.

استان کهگیلویه و بویراحمد پتانسیل های زیادی برای ایجاد اشتغال برای جوانان دارد اما متاسفانه به دلیل نبود سرمایه گذار همه این ظرفیت ها و پتانسیل ها بدون استفاده مانده اند و نتیجه این شده است که کهگیلویه و بویراحمد رتبه بالای بیکاری در کشور را دارد و این بیکاری مشکلات زیادی را برای جوانان و خانواده های این استان ایجاد کرده است.

شغل که نباشد یک جوان از ازدواج باز می ماند فکر چند سال آینده خود را می کند که با چه پولی ازدواج کند و خانواده تشکیل دهد وقتی آمار ازدواج پایین بیاید آسیب های اجتماعی آفزایش پیدا می کنند و در این صورت است که جوانان ما یا دچار آسیب های اجتماعی می شوند و یا تنبل و تلاش دارند که وارد زندگی مشترک نشوند و جامعه نیز به مرور زمان دچار مشکلاتی می شود.

در این استان افراد زیادی هستند که برای پیدا کردن شغل خودشان را به آب و آتش می زنند اما همچنان بیکارند  برای تهیه گزارش به خانه فردی رفتم که در چنین شرایطی گیر افتاده است یعنی برای پیدا کردن کار به هر دری زده است اما هیچکس پاسخگو نبوده و نیست و با کمک همسایه ها تا کنون زندگیکرده است وقتی که می پرسم چرا کارگری نمی کنی می گوید: بخدا قسم روز گذشته رفته بودم دکه کارگرها ایستاده بودم نزدیک صد نفر بودیم اما هیچ کاری نصیبمان نشد و دست خالی برگشتیم.

وقتی برای تهیه گزارش به خانه آنها رفتم چهره ای آشنا داشت در تمام طول گزارش حس می کردم او را جایی دیده ایم تا اینکه خودش گفت قبلا کجا کار کرده آنجا بود که متوجه شد بله این مرد 35 ساله را در زمان عبور از چهار راه های شهریاسوج هنگام دستمال کاغذی فروختن دیده ام او یکی از افرادی است که برای درآمد به چهاراه ها پناه آورده بود اما به دلیل کم بودن درآمد آن را رها کرده است.

علی حسین آرمش 34 سال سن دارد اهل روستای شبلیز از توابع بخش پاتاوه است که با توجه به شرایط منطقه یعنی نبود امکانات و  زیرساخت های لازم  با زن و بچه هایش به شهر یاسوج مهاجرت کرده است اما بیکاری رنج می برد و گله و شکایت دارد.

عدم پاسخ وزیر نفت به سه نامه ام

این مرد 35 ساله برای پیدا کردن شغل و درآمدن از این در به دری هر کاری کرده است از چندین بار نامه نوشتن به وزیر نفت، تا رفتن به دفتر ریاست جمهوری و رفتن به موسسه کاریابی اما همچنان بیکار است وزیر نفت و ریاست جمهوری جوابی به این جوان بیکار نداده اند در تمام مدتی که از کارهای انجام شده اش برای پیدا کردن یک شغل می گفت فاطمه و میترا دختر این مرد 35 ساله با ما زل زده و نگاه می کردند.

علی حسین آرمش در صحبت هایش این جمله را چندبار تکرار کرد که این آرامش و امنیتی که در کشور داریم را شکر گذار هستم و همه آن را مدیون نظام جمهوری اسلامی ایران  ورهبر انقلاب هستیم انتظار دارم دردم درمان شود و شغلی داشته باشم.

او سال 91 فرم کاریابی کار آفرینی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی را پر کرده است  و در آن نوشته شده که با در نظر گرفتن اولویت با شما تماس گرفته می شود اما با گذشت پنج سال همچنان خبری نشده است و همچنان منتظر است تا شاید جوابی بشنود .

دادن نامه به مقامات استانی

این مرد 35 ساله از نامه هایی که در طول چند سال گذشته به مقامات استانی و کشوری داشته است می گوید که با نماینده بویراحمد و دنا، نماینده ولی فقیه در استان، استاندار پیشین استان، معاون استاندار نامه نوشتم و مراجعه کردم اما هیچکدام پاسخگو نبودند و همچنان بیکارم.

وی گفت: من هیچ چیز نمی خواهم فقط دنبال یک شغل هستم که هم امرارمعاشی برای خانواده خودم باشد و هم خانواده خواهرم چرا که شوهرش طلاق گرفته و با پسر  7 ساله اش زندگی می کند در همین حین چشمم به دست و پاهای یکی از دختران این مرد افتاد گویا انگشتان دست راست و  پای چپ این دختر دچار مشکل شده بودند و انگشتانش رشد نکرده اند وقتی پرسیدم گفتند مادزادی است.

این دختر دست راست پای چپش تنها چهار انگشت داشت بقیه انگشتهایش رشد نکرده است و ناخن ندارند همان چهار ناخن دست و پایش را لاک زده بود که با دیدنش هم لبخند زدم و هم ناراحت شدم او دختر است این درد تا آخر عمر عذابش می دهد.

آرمش  امار دقیق تعداد موسسات خیریه در کشور را داشت گاهی اطلاعاتی داشت که من به عنوان خبرنگار نداشتم و با وجود داشتن دیپلم اطلاعاتش بالا بود و در تمام حرف هایش می گفت من فقط یک شغل می خواهم که بتوانم دو خانواده را نان دهم اما تا کنون موفق نشده ام و نمی دانم باید چه کنم به هر دری زدم نشد.

خودم بیمار هستم و گاهی از هوش می روم اگر می توانستم در آمدی داشته باشم خیالم راحت می شود به مسئولان مختلف نامه نوشتم به دفتر شخصیت های  زیادی مراجعه کردم اما همچنان بیکار هستم.

فقط به من یک شغل بدهند

از مسئولان می خواهم یک شغل به من بدهند تا بتوانم از این اجاره نشینی خارج شوم قطعه ای زمین دارم اگر شغلی داشته باشم می توانم یک اتاق برای خلاص شدن از اجاره نشینی در آن بسازم اما وقتی درآمدی نباشد چگونه اتاقی برای زندگی بسازم فعلا از پس مخارج زندگی مان هم بر نمی اییم با کمک همسایه ها تا کنون زندگی کرده ایم.

گزارش و عکس: زهرا داوودی

انتهای پیام/

 

دیدگاه شما

نظرسنجی

ایا از عملکرد مدیرکل امور بانوان کهگیلویه و بویراحمد راضی هستید؟

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب