خبرنگار افتخاری
طنین یاس
صبح زاگرس
دوره آموزش مجازی شهید آوینی
دانا
25. خرداد 1396 - 21:33
شهدای کهگیلویه و بویراحمدی که در تاریخ 25 خرداد ماه به شهادت رسیدند دو شهید والامقام به اسم های علی خاتم و ...است که زندگی نامه آنها و وصیت نامه این شهدا را مرور می کنیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زنان کهگیلویه وبویراحمد ایل بانو،این پایگاه اطلاع رسانی در پنجشنه هر هفته شهدایی که در این روز متولد و یا به شهادت رسیده اند را معرفی و زندگی نامه انها را منتشر می کند.شهدای کهگیلویه و بویراحمدی  که در تاریخ 25 خرداد ماه به شهادت رسیدند دو شهید والامقام به اسم های علی خاتم و ...است که زندگی نامه آنها و وصیت نامه این شهدا را مرور می کنیم.

 شهید سید مسعود خاتم  در سال  1344در روستای سادات قریه عقا در خانواده بسیار فقیر و بیجار چشم به جهان گشود و در سن هفت سالگی در مدرسه همان روستا مشغول تحصیل گردید.

تا دوره ابتدایی را در همان روستا به پایان رسانید و بعد در دوره راهنمایی چند فرسخی با پای پیاده در برف و باران و سرما درس میخواند شب هم به منزل خود باز می گشت و بعد از دوره راهنمایی وارد دوره دبیرستان شد شب و روز همیشه در تظاهرات بود .

تا زمانیکه انقلاب پیروز شد شب در ستاد مقاومت پاسداری و روز هم درس میخواند و همیشه به عبادت و نماز می پرداخت با همسایگان خیلی مهربان بود یک بار به جبهه کردستان رفت.

و تا دو ماه خدمت میکرد و بعد از دو ماه که خدمت آن شهید تمام شد به محل خود برگشت و بعد از چند روزی کار خانواده خود را همراه پدرش انجام داد و گفت پدرم و مادرم برادرانم من جوانم و میخواهم به جبهه بروم شما نباید مانع من بشوید .

چون برادران رزمنده ما خسته هستند و ما باید برویم به جای آنها به جبهه رفت و تا چند روز هم در جبهه غرب کشور بود در چنین روزی 25 خرداد ماه 62 در اثرحوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبه هشهید و جسد پاکش را در زادگاه خود به خاک سپردند.

خصوصیات شهید

شهید سید مسعود خاتم فردی مومن و خدا  پرست که همه را با یک چشم و یک نظر نگاه میکرد در خانواده خود طوری رفتار میکرد که همه اهل خانواده او را دوست می داشتند همیشه خود را کوچک تر از همه می شکارد و دوست نمی داشت که هیچ احدی از خود رنجیده بشود.

شبهای پنجشنبه مردم را جمع میکرد و دعای کمیل برگذار میکرد کارهای غیر شرعی را جلوگیری میکرد و علاقه بسیاری به قرآن و کتابهای دینی داشت و در مدرسه که درس میخواند همه معلمین او را تشویق میکردند.

وصیت نامه شهید

وصیت من به شما این است که : هرگز مرا از دست رفته مپندارید و خوشحال باشید که امانت خدا را به او بازگردانده اید بدانید که در قیامت هیچ یاورى نیست بجز عمل نیک از شما مى خواهم که در حفظ و تداوم انقلاب بکوشید و هرگز به مال دنیا نیندیشید و اما را دعا کنید .

اگر شهید شدم کتابهایم را در مدرسه روستاى خودمان بگذارید تا از آن کتابها استفاده کنند.پروردگارا به آبروى مهدى (عج) صاحب الزمان قسمت مى دهم که هرچه زودتر حکومت بعثى عراق را نابود بگردان .

دشمنان اسلام را کور و ذلیل بگردان ، طول عمر رهبر کبیر عزیزم را مانند بلندى خورشید بگردان

روحش شاد و یادش گرامی  و راهش مستدام باد.

 

پاسدار شهید شهباز بهنیاء اصل

 

در تاریخ 17/12/1388 در روستای نیمدور در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود و دوران کودکی تا پایان تحصیلات ابتدایی را در دبستان روستای نیمدور به تحصیل مشغول بوده و پس از پایان تحیلات ابتدایی جهت ادامه تحصیل به شهر گچساران عزیمت نمود.

در زمان تحصیلات خود در دوگنبدان بعلت مشکلات مالی و نارسایی های امکانات تحصیل تمام روزهای تعطیل و تابستانها را به کارگری مشغول می شد تا از این طریق برای ادامه تحصیل خود امکاناتی را فراهم سازد و با تمام این گرفتاریها همه ساله مدارج تحصیلی خود را طی می کرد تا اینکه در سال 1356 در رشته طبیعی از دبیرستان فارغ التحصیل شد .

و در تاریخ 21/2/1358 یعنی چند ماه پس از استقلال نظام جمهوری اسلامی به خدمت نظام اعزام و پس از پایان خدمت نظام بلافاصله وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گچساران گردید.

در آن شرایط حساس که گروهکهای وابسته به امپریالیسم جهانی از یک طرف و جنگ استکبار جهانی علیه اسلام از طرف دیگر موقعیتی خاص ایجاد کرده بود شهید با تمام وجود و خالصانه به خدمت صادقانه خویش مشغول و در مدت 18 ماهی که در سپاه پاسداران گچساران بود دوبار جهت نبرد با کفر جهانی به جبهه های حق علیه باطل عزیمت نمود.

بار اول در محور فیاضیه و بار دوم در کردستان به دفاع از آرمانهای اسلامی و دفع کفار بعثی و اشرار وابسته به کفر جهانی پرداخت.

پس از مدتی تصمیم به خدمت در آموزش و پرورش گرفت و سرانجام در آزمون آموزگاری موفق شد و بعنوان آموزگار در یکی از روستاهای بویراحمد مشغول خدمت شد. در پایان سال تحصیلی تصمیم به ازدواج گرفت و در تاریخ 12/5/61 با یکی از همفکران خود که از خانواده ای مذهبی و متعهد بود .

عقد نمود ولی عشق به اسلام و شهادت که خدای بزرگ در سرنوشت او قرار داده بود او را به طرف جبهه سوق داد و پس از سه روز به جبهه غرب عزیمت نمود.

و در پنجم مهرماه همزمان با گشایش مدارس از جبهه برگشته تا پیام اسلام و انقلاب را به فرزندان زادگاهش بیاموزد و در سال تحصیلی تصمیم به تشکیل خانواده گرفت و در تاریخ 6/2/62 عروسی نمود و 42 روز بعد از عروسی برای بار چهارم در تاریخ 17/3/62 به جبهه جنوب محور زبیدات عزیمت کرد و در مورخه 25/3/62 به معشوق خویش که سالها پروانه وار به دورش حلقه می زد وصال پیدا کرد

قسمتی از وصیتنامه شهید شهباز بهنیاء اصل

احساس می کنم احتیاج به یک نیروی مافوق دارم ،احتیاج به یک مهربانترین مهربانان دارم ولم می خواهد اوج بگیرم به سوی الله بروم گاهی اوقات زمزمه ای بر زبانم می شود و ناخودآگاه فریاد می زنم یا غیاث المستغیثین یا رب یا رب

راهش پررهرو باد.

انتهای پیام/

دیدگاه شما

نظرسنجی

ایا از عملکرد مدیرکل امور بانوان کهگیلویه و بویراحمد راضی هستید؟

تازه ترین مطالب