صبح زاگرس
دانا
11. آبان 1396 - 10:59
کهگیلویه و بویراحمد 1880 شهید تقدیم نظام جمهوری اسلامی ایران کرده است که 6 شهید از این تعداد در امروز 11 آبان ماه به شهادت رسیدند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زنان کهگیلویه وبویراحمد ایل بانو، تعداد 6 شهید کهگیلویه و بویراحمد در تاریخ امروز 11 آبان ماهبه شهادت رسیدند و در هشت سال دفاع مقدسحضور داشتند شهدایی که دفاع از میهن را بر ماندن در خانه ترجیح دادند و  جهاد کردند.

شهید حیدرقلی آناهیده

شهید آناهیده در تاریخ دهم تیر ماه 1333 در خانواده ای فقیر اما آکنده از صمیمیت و صفا و ایمان چشم به جهان گشود ,  به علت فقر نتوانست تحصیل کند، به همین دلیل  از همان او سبک زندگی چوپانی و بعد از آن به کارگری مشغول شد شور و شوق حسینی باعث شد تا به جبهه برود و بعد از چندین حضور عاشقانه در جبهه سرانجام در به شهادت رسید.

خاطراتی در وصف شهید

پسرم با همه اخلاق خوبی داشت ، اعتقاداتش خیلی قوی بود با همه مهربان بود، مرم روستا از صالحان تا چیتاپ و نقاره خانه همه مردم روستا به ایشان علاقه داشتند.

شهید در روستای گرد و متولد شد به درس خواندن تا دوم ابتدایی ادامه داد به علت فقر مالی نتوانست به تحصیلاتش ادامه دهد و به کار کشاورزی مشغول شد و بعد از شروع جنگ به جبهه اعزام شد و در عملیات زیادی شرکت کرد و عاقبت  شهید شد.

از زمانی که خداحافظی کردند و رفتند گفتند که در راه خدا می خواهیم برویم ، در راه امام حسن و امام حسین شهید شویم، سه بار به جبهه رفت هر چه می گفتیم نرو می گفت راه ما ، راه امام علی(ع) همان راهی که امام علی(ع) و اهل بیتش رفتند و شهید شدند ما هم همین راه را می رویم.ایشان رفت و به شهادت رسید و برادرش منوچهر آناهیده هم به جبهه رفت و گفت می خواهم راه برادرم را ادامه دهم.

شهید ملی راستگوگوشه

برادرطلبه شهید علی راستگو در سال 1340 دریک  خانواده مذهبی وکشاورز مستضعف  از سادات شاهزاده قاسم درشهرستان بویراحمد دیده  به  جهان  گشود بعداز شش سال دوره  ابتدایی رادر مدرسه نواب صفوی  شروع  کرد ودوره  راهنمایی ودبیرستان  راتا سوم نظری در مدرسه  امام  خمینی گذراند ودرآذرماه 1360 به علت  علاقه عمیق ومسلح به سلاح  ایمان وعلاقة زیاد به  طلبگی باعث نیمه تمام گذاشتن تحصیلات متوسطه او شده که درپایگاه بزرگتر که مهد دانشها ومرکز توحیدات است وارد مدرسه  علمیه شهید دستغیب می شود.

این شهید به  کسب دین  ودانش مذهبی به روحانیت می پیوندد که پس از اینکه آموزش اصول مقدماتی رادر مدرسه علمیه شهید دستغیب فراگرفته بفرمان هل من ناصر ینصرنی حسینی لبیک یا خمینی گفته داوطلبانه وارد جبهه حق علیه باطل با  کفر  می شود. رفتن به جبهه رابفرمان امام  امری شرعی می پندارد وسر انجام در بسیج شیراز تیپ امام  سجاد آموزش نظامی در تخت جمشیدمی بیند وعازم جبهه می شود وسپس در 11/8/ 1361 حمله محرم در منطقه یمن خوش به لقاء الله می پیوندد روحش شاد وروانش مستدام باد.

وصیت نامه شهید

از خداوند می خواهم را هی را که من انتخاب کردم مرا موفق کند اما به خانواده ام و مادر و مهربانم چه بسیار برای ما زحمت کشیدی و ما تو را رنج بسیار داده ایم خداوندا اجر جزیل و صبر جمیل به تو عطا فرماید و از فراغ من ناراحت نباش .

اگر می خواهی گریه کنی برای امام حسین برای علی اکبر و برای علی اصغر گریه کن و خوشحال باش و بخواه که خدا این هدیه را از تو قبول کند امام حسین (ع)خانواده اش را برای حفظ اسلام فدا کرد تو هم خوشحال باش وبخواه که فرزندت در راه دین اسلام جان خود را به حق تعالی تسلیم کند و ای پدر عزیز تو در حق من پدری کردی خدا اجرت دهد مرا ببخش و برای من طلب مغفرت کن و ای خواهر و برادرانم از شما می خواهم که راه مرا ادامه دهید و سلاح مرا به زمین نگذارید و شما ای ملت مسلمان و همیشه گوش به فرمان امام باشید و از این نعمت گرانبها که خداوند نصیب ما کرده است حداکثر استفاده را نمائید و بالاخره شما ای ملت مسلمان قدر این ابر مرد را بدانید از بیانات گهر بارش استفاده نمائید که براستی خداوند محبت عظیمی بما نموده و در این برهه از تاریخ چنین رهبری را بر ما اهداء نموده است قدرش را بدانید که فردا در روز جزا در پیشگاه خداوند سرافکنده و شرمسار نباشید و از تمام دوستان و آشنایان و برادران و همکلاسیها و هر کسی که با او رابطه داشته ام انتظار عاجزانه دارم تا اعمال ناشایست و بد خلقی را بر من ببخشایند تا راه آموزش گناهان هموار باشد انشاالله توانسته باشم این وظیفه بزرگ و خطیری را که بر عهده من بود انجام داده باشم.

خداحافظ و نگهدار قرآن و دین و امام باشد و شهادت و افتخار ما سربازان امام زمان است .

والسلام                        علی راستگو

شهید ابوالفتح زارعی پور

بسیجی شهید سید ابوالفتح زارعی پور در تیر ماه سال 1351 در خانواده ای فقیر و تهیدست اما  متدین  و انقلابی از سلسلة جلیل القدر سادات  امامزاده علی (ع) در روستای منصور آباد دشتروم دیده  به  جهان گشود . بعد از پشت سر نهادن دوران  طفولیت و کودکی در سن  7 سالگی راهی مدرسه شد و دوران ابتدایی را با موفقیت به پایان  رساند .این  در حالی بود که  زندگی فقیرانه  خودرا با کارو تلاش و کشاورزی اداره  می کرد و در یک  دست ابزار کارو تلاش و در دست  دیگر قلم رابدست می گرفت تا  بتواند هم  درس بخواند  و هم  هزینة  امرار معاش خود و خانواده  و تحصیل خودرا فراهم  نماید .

  بعد از وارد شدن به  مقطع راهنمایی و پشت  سر نهادن  سال اول، بنا  به  وظیفه  شرعی که  همانا  دفاع  از وطن در برابر متجاوزین بعثی بود راهی جبهه های حق علیه  باطل گشت در آن زمان  شهید 13 سال  بیشتر نداشت . بعد از 4 ماه  حضور دواطلبانه  در جبهه های حق علیه  باطل  در آخرین روزهای  حضورش در جبهه هور العظیم بر اثر  بمبارانهای دشمن به  آرزوی دیرینه اش که  همانا  شهادت  در راه  خدا  و  اسلام و قران بود نائل گشت.

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی و با درود فراوان به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل و سلام بر شهیدان راه حق و حقیقت خدمتپدر بزرگوارم و بهتر از جانم جناب آقای سید عبداله زارعی پور سلام پس از عرض سلام و سلامتی شما را از درگاه خداوند بزرگ خاهان و خواستارم و امیدوارم که حالت خوب و سالم باشید و همیشه مثل گلهای بهاری سرسبز و خرم بوده و اگر در جویای حال این پسر حضرت را خواسته باشید الحمدالله حالم خوب و سلامت هستم و الان که این نامه را می نویسم در جزیره مجنون می باشم و در ضمن سلام مرا به مادربزرگم و مهربانم بی بی کافی و خواهرانم و برادرانم اول سیدعلی فتح زارعی پور و سید اردشیر و سید عباس و سید عبدرسول و بی بی طلعت و بی بی صغری سلام می رسانم و امیدوارم که حالتان خوب باشد و اگر در جویای حال این برادر کوچکتان را خواسته باشید خوب و سلامت هستم.

شهید فتح اله بنیادعمل

شهید بیناد عمل در تاریخ  3 شهریور ماه سال 46 متولد شد  و در تاریخ 11 آبان 64 به شهادت رسید.

وصیت نامه شهید

با سلام و درود بر امام امت خمینــى بت شکن که با هوشیارى او مردم بیگناه را از زیر چکمه‌ابرقدرتهاى شرق و غرب درآورد و اسلام را در سراسر گیتـى و جهان برپا کرد و با سلام و درود بر رزمندگـان کفر ستیز اسلام که با جان خویش درخت اسلام را آبیارى مى کنند و مشتاقانه این راه را انتخــاب کـردنــد و رفتند تا راه حسین و یارانش را که ســـر او را از تن حدا کردند ادامه دهند و با سلام و درود بــر چنین پدران و مادرانى که جنازه فرزندشان گیــرشــــان نیامده ، درود بر چنین پدران و مادرانى کــه چنین فرزندانى تربیت کردند و آنها را در راه اســـلام از دست دادند ، خوشا بــه سعــادت چنیــن پــدران و مادرانى که جنازه فرزندشان گیرشان نیامده و چنین صبر و اسقامت از خودشان نشان دادند .

 

اما وصیتى دارم با تو پدر عزیزم ، سلام و درود بر تو باد که چنین فرزندى بزرگ کردى و در راه اسلام از دست دادى ، اما پدر عزیزم من مى دانم که تو خیلى آرزو براى من داشتید ولى عشق و علاقه که فرزندت داشت اجازه نمى داد و هرلحظه بر قلبم غلبه مى کرد ، این عشق و علاقه اى بود که از حسین و یارانش بر همه مسلمین برگشته است ، اما پدر عزیزم تو براى من خیلى زحمت کشیدى من مى دانم که اگر تا آخر عمر پهلوى شما بودم نمى توانستم زحمتهاى شما پدر و مادرم را جبران کنم ولى شما باید بر من حلال کنید ، پدرجان اگر خبر شهادت فرزندت را به تو رساندند هیچ ناراحت نشوید و صبر و اسقامت از خود نشان بدهید و ما شرمساریم که سر به تن داشته باشیم و پیش حسین برویم ، خجالت کاریم و لباس سیاه هم نپوش و تا مى توانید بر علیه ظلم و ستم همیشه قیام کن.

شهید الله کرم دمساز

برادر دانشجوی شهید عزیز الله کرم دمساز فرزند دلبند حاج زلفعلی دمساز از طایفه نرمابی شهرستان کهگیلویه (دهدشت) در سال 1336 در منطقه ای محروم به نام قلعه مدرسه از توابع گچساران در خانواده ای عشایری که زندگی چادرنشینی داشت متولد گردید . خانواده ای که در آن با وجود اینکه فشار زندگی محرومیت از زندگانی شهری را لمس کرده بود و از امکانات و رفاه شهرنشینان بهره ای نداشت همواره از خدا و اسلام و قرآن سخن گفته می شد .

این خانواده در میان هم ولایتی هایش به پاکی و صداقت و پاسداری از حدود خدا مشهور بود . برادر شهید در سن شش سالگی به مدرسه رفت در مدرسه ای به نام امامزاده سید فخر احمد (شهرستان ممسنی) مشغول تحصیل شد و کلاس دوم دبستان را در روستای دیگری به نام خیرآباد به پایان رسانید و همچنین کلاس سوم و چهارم خود را در روستای عقب افتاده دیگری به نام بلربیشه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت) به اتمام رسانید و سالهای پنجم و ششم ابتدایی خویش را در شهرستان بهبهان به آخر رسانید . برادر دانشجوی شهید همیشه با وجود اینکه زندگانی چادرنشینی و محرومیت از امکانات زندگی به او فشار می آورد همیشه در زمره دانش آموزان ممتاز کلاس درس خود به شمار می آمد و به همین خاطر بود که پیوسته مورد لطف و محبت آشنایان و دوستان قرار می گرفت . برادر دانشجوی شهید دوران متوسطه اش را در دبیرستان مطهری بهبهان (پهلوی سابق) شروع کرد . در سال 1348 که آغاز تحصیلات متوسطه برادر شهیدمان بود اوج قدرت نظام دیکتاتوری وابسته به استکبار جهانی بود و در آن دوران کمتر جوان دبیرستانی مشاهده می شد که از قرآن و اسلام و مسجد و محراب سخن بگوید .

آن زمان که مسجدها از جوانان خالی بود برادر عزیزمان پیوسته به مسجد می رفت تا اصول عالیه اسلامی را از زبان گویندگان مذهبی بشنود منزلی را که کرایه کرده بود همیشه جایگاه دوستان صمیمیش بود البته دوستانی که همفکر و همراه او بودند و پیوسته از حسین و مکتبش سخن می گفت . کرامت و فضل و بخشش او سرآمد همه بود . وی امکانات مادی خود را به رایگان در اختیار دوستانش قرار می داد و بیشتر اوقات از قسط و مساوات و برادری و برابری سخن می گفت و پیوسته می گفت من رنج می برم از اینکه ببینم لباسم نو و شیک باشد در صورتی که دوستانم لباسهای کهنه و مندرس بپوشند و شیرین زبانی و قیافه ساده او نمونه یک مسلمان وارسته بود . وی عشق و علاقه عجیبی به زیارت مکانهای متبرکه داشت و به همین خاطر در همان سالهای دوران متوسطه اش به زیارت امام رضا (ع) رفت که در بین اقوام و آشنایان خود و دوستانش به مشهدی الله شهرت داشت . سال آخر متوسطه خویش را در سال تحصیلی 1355-1354 در دبیرستان داریوش سابق شیراز در رشته ریاضی با معدل 4/16 به پایان رسانید و سرانجام در کنکور سراسری ورودی به دانشگاه شرکت نمود در رشته بیمه بازرگانی مدرسه عالی بیمه بازرگانی موفق گردید . سرآنجام وی در تاریخ 11 آبان ماه سال 61 در نبر حق علیه باطل به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

وصیت نامه شهید

ای انسانها همه با هم به سوی پناهگاه اصلی که الله است حرکت کنید که این تکیه گاهها که در این دنیا است همه مانند موج زودگذرند و همچون بید لرزانند پس هماهنگ با نظام هستی پیش به سوی میعادگاه سعادت برویم که در غیر این صورت هلاک خواهید شد چنانکه حرکت در جهت مخالف رودخانه چیزی جز استقبال مرگ سیاه رفتن نیست اگر می خواهید زنده بمانید بپا خیزید علیه مظاهر شرک و کفر در هر لباس . از فرزندان راستین امام خمینی این جهادگران حقیقی که همرزمان همیشگی حقیر بودند که عبارتند از تیمور هدایتی راد ، الله قلی محرر ، علی صفرزاده ، برسیاه دلنسب ، خیرالله خرمک ، صدیف دمساز و دیگر دوستان و عزیزان حلالی می طلبم و التماس دعا دارم . از قول من از برادران محمود منطقیان و غضنفر دژمان و دیگر دوستان و برادران که آنها را ندیده ام خداحافظی کنید . راهم راه امام عزیز خمینی کبیر و فرزندان راستین او خصوصاً آیت الله منتظری است . درود بر امام خمینی بت شکن تاریخ ،‌ سلام بر شهیدان انقلابمان ،‌زنده باد اسلام ، مرگ بر آمریکا و دیگر ستمکاران .

 

شهید الیاس حیدری

شهید الیاس حیدری ارجلو امدادگر و بسیجی مبارز و آگاه در سال 1346در منطقه عشایر نشین بن رود فارس در خانواده ای فقیر اما صادق با ایمان چشم به جهان گشود و در دامان پر مهر و محبت پدر و مادر رشد یافت، دو سال بود که بعلت نبودن امکانات امرار و معاش و فقر بیش از حد برای خانواده اش به همراهآنها به شهرستان گچساران آمد، پس از سپری شدن دوران طفولیت که گویی زیباترین و آسوده ترین روزگاران عمر کوتاه پر مستضعف خویش بود.

وارد مدرسه ابتدائی آریوبرزن سابق در محله رادک شد، هوش و فراست ، ذکاوت و ادب صادقانه آواز همان اوایل همه را متوجه خود نمود، دورا ابتادئ یرا با موفقیت سپری و دوران تحصیلات راهنمائی آغاز شد که مصادف با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری خمینی بت شکن بود شهید مبارز الیاس حیدری با توجه به سن و سال کمی که داشت در جهات پیشبرد انقلاب اسلامی در تمام مبارزات شرکت نموده و تا پیروزی ادامه دادا، سپس دوره راهنمائی را پشت سر گذاشت.

این برهه از زمان بود که در زندگی سراسر تلاش به اوج خود رسیده گوئی با تمام وجود شیفته خدمتی صادقانه در راه خدا بود و در آغاز جنگ تحمیلی رفتن به  جبهه را واجب شرعی دانسته و در مدرسه جنک در راه خدا آزادی و استقلال میهن اسلامی دوش به دوش سایر برادران به فعالیت مشغول شد و پیوسته از کمک به مجروحین و نیازمندان دریغ نورزید، مدتی در گروه امدادگری هلال احمر گچساران به فعالیت پرداخت و دوباره به جبهه حق علیه باطل اعزام گردید و در آنجا به همراه دیگر رزمندگان به فعالیت و جانثاری پرداخت.
شهید حیدری ارجلو هر موقع به جیهه میرفت با روحیه ای شاد و با خنده از خانواده و داع میکرد وی تنها پسر خانواده با هفت دختر یود، چندین بار به او گفته شد چون یگانه پسر خانواده هستی فعایلت خود را در پشت جبهه انجام بده اما بخاطر خلوص باطنی اش تن به نرفتن نداد بلکه هر بار کوله بارش را بسته و مشتاقتر از دفعه قبل عازم جبهه میشد و در جواب پاسخ میداد تنهائی در اسلام مطرح نیست اگر من بگویم تنها پسرم و آن بگوید نمی روم چه کسی باید از اسلام رفاع بکند، همانطوریکه رهبر کبیرمان امام خمینی فرمود جنگ را باید مسئله اصلی قرار بدهیم.روحش شاد

وصیت نامه شهید

با درود به شهداى راه حق و فضیلت هم اکنون که عازم جبهه هاى نور علیه ظلمت مى باشم لازم دیدم مطالبى را با خانواده خود در میان بگذارم انگیزه رفتن بنده به جبهه این است که چون مى بینم دشمنان از خدا بى خبر از هر طرف به این ملت مظلوم حمله مى کنند و استکبار جهانى صدام و حامیان مذورش را به جنگ علیه جمهورى اسلامى ایران تحریک نموده ملت عزیز براى من و شما ننگ است که به مملکت اسلامیمان حمله کنند و ما خاموش بنشینیم ، پس بر ماست بسیج شویم و روانه جبهه هاى حق گردیم ، قبلا وقتى مسئله سرور شهیدان  امام حسین (ع) در صحراى کربلا مطرح مى شد غم و غصه و داستان دیگر گذشته است حال موقع یارى فرزند برومند حسین (ع) امام عزیز مى باشد که با هجوم به جبهه ها به یارى رزمندگان اسلام بشتابیم و دشمن بعثى ، صهیونیستى را در خاک و خون بغلطانیم  امیدوارم که برادران دانش آموز هرچه بهتر از اعزام به جبهه ها استقبال نموده و ادامه دهنده راه شهیدان باشند .

از خانواده ام که زحمات فراوان کشیدند و بنده را به این روز رساندند کمال تشکر را مى نمایم و من که متعلق به شما نبودم متعلق به خدا و امانتى از سوى خداى تبارک و تعالى به دست شما بودم و خداوند بزرگ هر لحظه اراده نماید امانت خویش را پس خواهد گرفت  در آخر به برادران عزیز توصیه مى کنم که مرگ سرخ را بر مرگ سیاه ترجیح دهند و این راه را عاشقان بپیمایند تا در روز قیامت نزد خداوند بزرگ و اولیاء و انبیاء خجالت کار نباشیم.

انتهای پیام/

دیدگاه شما

نظرسنجی

ایل بانو تنها سایت تخصصی زنان در استان را چگونه ازیابی می کنید؟

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب